۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر مولانا» ثبت شده است

شعر گدایان


گدﺍیان بهرِ ﺭوزی،
طفل خوﺩ رﺍ کوﺭ میخوﺍهند؛
طبیباﻥ جملگی
خلق رﺍ رنجوﺭ میخوﺍهند؛
گمانم مردﻩ شویاﻥ
رﺍضی ند بر مُردﻥ مرﺩم؛

بنازﻡ مطرباﻥ
کاین خلق رﺍ مسروﺭ میخوﺍهند...

شیخ بهایی

۰۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۳۲ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
mohammad mohammad

شعر زیبا از مولانا

اینم یک شعر زیبا از مولانا


عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو

خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو

قرعه امروز به نام من و فردا دگری

می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی

گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست

هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش میازار

زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...!

۰۷ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۱۶ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
mohammad mohammad